نور در ایران و اسلام

نور در ایران

در هنر به خصوص هنر مشرق زمین مرسوم است که گاه به جای کاربرد مستقیم عناصر و مفاهیم اصلی دخیل در آن هنر، ترفندهای مجازی به نمایندگی از آن عناصر و یا مفاهیم اصلی چارچوب ظاهری اثر را شکل می‌بخشد. این مجازها به منزله نور و طلسم هایی هستند که راه بردن به باطن و دست یافتن به راز و حقیقت مکتوم اثر، جز از طریق گشودن آن‌ها میسر نیست. که نور یکی از مظاهر استعاری در هنر معماری می باشد که در میان ایرانیان آتش و نور جایگاهی مقدس و والا داشت. معمار ایرانی برای پیوند زدن هنرش به عالم ملکوت از غیرمادی‌ترین عنصر(نور)، در طراحی استفاده نموده است؛ تا به هنرش جنبه مقدس داده و نشان دهد که هم قالب و هم محتوای اثرش از یک سرچشمه نشأت می‌گیرد. او از نور به عنوان موجودیتی دوگانه که یک بعد آن کالبدی و بعد دیگر آن معنایی است، هنرمندانه استفاده نموده و بدین وسیله نه تنها خود از طریق آفرینش به کمال معنوی رسیده، بلکه سعی در نشان دادن ریشه آسمانی هنرش نیز داشته است.

 

جایگاه نور در اسلام

در اغلب ادیان، نور عقل الهی و منشأ تمام پاکی ها و نیکی‌هاست و خارج شدن انسان از تاریکی جهل و تابیده شدن نور معرفت در وجودش همواره یک هدف نهایی می‌باشد در اثر تابیده شدن نور الهی به درون کالبد مادی یعنی جایگاه نفس آدمی است که انسان به رشد و تکامل معنوی می‌رسد لذا در همه کتاب های آسمانی نور نماد هستی و الوهیت است و همچنین واسطه دیدن، درک و شناخت، نور امکان شخصیت‌سازی و حیات بخشیدن به فعالیت های روزمره و بازنمایی زندگی در تصورات زندگی است و حالات روانی متغیر را فراهم می‌سازد.
آیه “الله نور السموات و الارض” در سوره نور نیز اشاره به این دارد که خداوند نور آسمان ها و زمین است یعنی تمام هستی، از نور سرچشمه میگیرد و نور، مهم ترین عنصر در پیدایش جهان به شمار می رود. همچنین اصلی ترین عامل بازتاب مثبت واژه نور در اندیشه های صوفیانه، تأثیر بن مایه -های قرآنی چون “الله نورالسموات و الارض”؛ و برخی سخنان پیامر اعظم (ص) مانند “اول ما خلق الله نوری” است.

تعابیری که اساس فلسفه اشراق، که ترکیبی از فلسفه و عرفان است، محسوب می شود، به گونه ای است که در اندیشه اشراقی تمام حرکات و حالات سالکان از نور و پرتوی نورالأنوار است؛ چنانچه سهروردی اشاره داشته : نخستین موجودی که از نورالانوار حاصل می شود، نوری مجرد واحد بود و امتیاز این نور مجرد از نورالأنوار به هیئتی ظلمانی که خود مستفاد از نورالأنوار باشد، نبود تا تعدد جهات در ذات نورالأنوار لازم آید. همچنین اشاره دارد که بر رأس عالم وجود، نورالأنوار قرار دارد که در ورای آن نوری نیست و آن نور محیط، نور قیوم، نور مقدس، نور اعظم اعلی، نور قهار و غنی مطلق است که در ورای آن چیزی نیست، که این نور، همان واجب الوجود فلسفه مشایی یا آفریدگار عالم است.

 

 

مطالب مرتبط:

نور در معماری اسلامی

نور در معماری مسیحی

بررسی سیر تحول نگرش به نور در بستر تاریخ

نورطبیعی و تأثیرات آن بر انسان

نقش و تاثیر نور در معماری های مذهبی مسیحیت و اسلام

شیشه های رنگی در مسجد نصیرالملک شیراز

انواع فریم گنبد شیشه ای و نورگیر سقفی در چارسیک

نور در ایران و اسلام
برچسب ها: